ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
153
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
علقمه ، و اياس بن قبيصه ، و شهرب [ 1 ] و زاد به الفارسى [ 2 ] بعد ازين روزگار اسلام بود ، و حيره و سواد جمله بهرى بحرب ، و بهرى به صلح و جزيه ، خالد را مستخلص شد ، تا رفتن او بعزم روم و ذكر اين بجايگاه خويش گفته شود انشا اللّه تعالى و به الحول و القوّة و التوفيق . ( 98 - ب ) [ فصل دوم ] اندر نسق قحطانيان و حمير عرب يمن و تبعان [ و اخبا ] رشان ذكر نسب خود گفته شده است ، و روايت [ كند هثيم باسناد از [ 3 ] ] ابن عباس ، كه عرب عاربه كه در باديه مقام كنند ، تاريخ از روزگار ارم [ 4 ] گرفتند ، و ايشان ده گروه بودند ، چون عاد - ثمود - طسم [ جديس ] عمليق [ 5 ] [ عبيل ] - اميم - و بار [ 6 ] - جاسم - قحطان ، و بر اثر يك ديگر اين جماعت بفنا شدند و بقيتى ازيشان بماند ، كه ارما [ ن خوا ] ندندشان ، و برين تاريخ بماندند تا اردوان آخر ملوك طوايف با ايشان كارزار كرد . و چون اردشير بيامد هر دو گروه برداشت . و ملك يمن در عهد منوچهر ، شمسو بن الاملوك [ 7 ] بود بر طاعت او ، و پسر همچنين [ 8 ] و مدينهء ظفار نهاد بيمن اندر ، و عماليق را از يمن بيرون كرد ، و اندر روزگار كيقباد عبد الشمس بود كه آل قحطان او را بر خود پادشاه كرد ، و بقيت عاد را اندر شهر يمن بگذاشتن [ 9 ] و همه را بنده كرد ، و او را كيقباد [ 10 ] اگر توفيق يابم كه نه جايگاه آن ذكرست انشاء اللّه تعالى و به التوفيق ملك حميرين سبا مايه و خمسون سنه . اول كسى از قحطانيان ( 99 - آ ) او بود كه
--> [ ( 1 ) ] حمزه : فيشهرت . ثم ملك فيشهرت الفارسى ( ص : 73 ) جرجى زيدان گويد : فيشهرت او زيد ( 581 - 582 م ) [ ( 2 ) ] حمزه : زاديه ظ : داذويه [ ( 3 ) ] حمزه : قرات في اخبار اسندها الهيثم ابن عدى الى ابن عباس ( ص 81 ) [ ( 4 ) ] اصل : آدم . [ ( 5 ) ] حمزه : عماليق . [ ( 6 ) ] با آنكه حمزه ده نفر شمرده در اينجا ( رهط ) نامى افزوده و يازده شده است ، و در طبرى هم اين نام ديده نشد [ ( 7 ) ] حمزه : شمر بن الاملوك . [ ( 8 ) ] يعنى پسر شمر [ ( 9 ) ] كذا . . و ظ : نگذاشت جز كه همه را برده كرد . حمزه : فلم يدع باض اليمن منهم الّا سباه ( ص 82 ) [ ( 10 ) ] كذا . . ؟ - و ظ : و او را سبا لقب دادند . حمزه : . الاسباه و استعبده فسمى سبا . ( ص : 82 ) .